پست ویژه

ایران؛ تغییر و جمهوری دموکراتیک با مردم و مقاومت ایران

تصویر
ایران؛ تغییر و جمهوری دموکراتیک با مردم و مقاومت ایران سخنرانی مریم رجوی در اجلاس جهانی ایران آزاد-۱۴۰۴ – ایتالیا هموطنان عزیز، دوستان عالیقدر مقاومت مردم ایران! در حالی این گردهم‌آیی را برگزار می‌کنیم که استبداد دینی با اعدام مجاهدان قهرمان، بهروز احسانی و مهدی حسنی درماندگی خود را در برابر مردم و مقاومت سازمان‌یافته بیان می‌کند. آن‌ها که هرگز سرخم نکردند و به جلاد «نه» گفتند.

جنبش آزادیخواهی - ۱


مبارزه برای آزادی، جاودانه ترین، دیرپاترین، و سازنده‌ترین حرکت اجتماعی در تاریخ است.

آرمان مبارزه برای آزادی تنها وتنها تضمین پیروزی هر مبارزه حق طلبانه‌است.
آرمان آزادیخواهی و مبارزه برای آن حقیقتی است ماندنی چرا که مبتنی است به اصل حاکم برحرکت کل هستی که عبارت است از «سیرمداوم از قلمرو جبر به قلمر آزادی».
بی‌دلیل نیست که آزادیخواهان در تاریخ جاودانه‌اند، چنانکه ستارخان و باقرخان، میرزاکوچک خان، دکتر حسین فاطمی و رهبر کبیر نهضت ملی ایران دکتر محمد مصدق، جزنی وحنیف همواره مورداحترام و الگوهای مقاومت در مقابل دیکتاتوری بودند.
اصل، ایمان به جایگاه مبارزه برای آزادی است. اولین درس برای زندگی انسانی در جامعه و تاریخ است.
در تاریخ انسان،آرمان مبارزه برای آزادی جاودانه، و برخلاف ادعاها و تبلیغات دیکتاتورها همواره رشدیابنده است.
نگاهی کوتاه به مبارزات مردم ایران برای آزادی از صدر مشروطه تا امروز به مدت ۱۱۰سال.
سال ۱۲۸۵استبداد قاجار ناچار در مقابل مبارزین آزادی عقب نشست و به جنبش مشروطه تن داد.
سال ۱۲۸۷ مبارزین آزادی به رهبری ستارخان و باقرخان بر استبداد محمدعلی علیشاه که علیه آزادیخواهان مجلس را به توپ بست پیروز شدند.
در ۳۰ تیر۱۳۳۱ مردم ایران در یک جنبش آزادیخواهانه علیه استبداد شاه پیروز شدند وحکومت ملی دکتر محمد مصدق را برشاه واستعمار تحمیل کردند.
در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مردم ایران به یک تظاهرات عظیم و سراسری، گسترده‌تر و باکیفیتی بیشتر و با شعارهای انقلابی‌تر از تمامی تظاهرات قبلی دست زدند بطوری که نقطه عطف تاریخ مبارزات آزادیخواهانه شد. آزادیخواهان متوجه شدند که دیگر مبارزه با شیوه‌های مسالمت‌آمیزگذشته پاسخ دیکتاتوری شاه نیست و آغازی مبارک بود برای مبارزه مسلحانه آزادیخواهانه.
در آن زمان دیکتاتوری شاه با تکیه به دولت‌های استعماری می‌خواست برحرکت آزادیخواهانه مردم ایران خط بطلان بکشد و تظاهرات ۱۵ خرداد را با قدرت سرکوب کرد.
چنان مغرور بودکه سلطنت ۲۵۰۰ ساله را با دعوت از تمامی سران کشورهای شرق و غرب عالم جشن گرفت تا پایه‌های حکومت ابدی شاهنشاهی را هرچه بیشتر محکم واستوار کند. اما دیری نپایید که با ارتقای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران به جنبش مسلحانه تمامی آرزوهای شاه و همه پشتیبانان استعمارگرش بر باد رفت، نه تنها شاه بلکه یک دستگاه سلطنتی ۲۵۰۰ ساله به زباله دان تاریخ افتاد بطوری که اثری از آن همه قدرقدرتی‌ها و رجزخوانی‌ها باقی نماند.
آنچه هم که ماند تلاش می‌کند که بقای خود و حضور خود را در پیوستن به مرتجع‌ترین حکومت‌های تاریخ یعنی حکومت قرون وسطایی آخوندی جستجو کند. آخر چشم وگوش‌هایشان بسته است و نمی‌بینند ویا نمی‌خواهند باور کنند که تاریخ وجنبش آزادیخواهی مردم ایران با دیکتاتوری پدرش چه کرد و با استبداد آخوندی چه‌خواهدکرد.
آری مردم ایران با یک پیشینه قوی از مبارزه برای آزادی از ۱۲۸۵ تا امروز می‌توانند اثری از دیکتاتوری و استبداد ظالمانه باقی نگذارند. این تجربه و درس بزرگ تاریخ انسان است.
و نشان دادند که اگر حاکمیت با کفر باقی بماند اما هرگز با دیکتاتوری و استبدار باقی نخواهدماند.«الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم‌»
پس وای برنظام دیکتاتوری آخوندی که با وجود مردم آزادیخواه ایران چه فرجامی خواهد داشت. البته این قانون تاریخ است که دیکتاتورها و مستبدین هیچگاه قادر به فهم تاریخ و فهم جایگاه جنبش‌های آزادیخواهانه و سرنوشت محتوم خویش نیستند و تنها وقتی چشم وگوش‌شان باز می‌شود که کار از کار بگذرد.
همچون فرعون که وقتی غرق میشد، شکست و نابودیش را احساس کرد. و شاه که در پایان حاکمیتش گفت صدای انقلاب مردم را شنیدم، دیکتاتوری که حتی حزب مردم که حزب خودش بود را تحمل نکرد و گفت تنها یک حزب و آنهم حزب رستاخیز رسمیت دارد و رسماً در سال ۱۳۵۴ گفت هرکس نمی‌خواهد از کشور خارج شود. اما دیری نپایید که اشک ریزان سوار بر هواپیما و راهی تبعید شد بطوری‌که حتی آمریکاهم او را راه نداد و پس از مدتی سرگشتگی به مصر رفت و در میان نفرت تاریخ به گور سپرده شد. سرنوشتی بسابسا بدتر از پدرش رضاشاه. چرا که لااقل بعد از تبعیدرضاه شاه به جزیره موریس، سلطنت پهلوی که او بنیانگذارش بود ادامه یافت و در شهر ری برایش درکنار مرقد حضرت عبدالعظیم مرقدی درست کردند اما این بار جنبش مردمی ایران در نقطه‌ای بود که اجازه ندادند اثری از دودمان پهلوی در ایران زمین بماند.
بله این است توانمندی و جاودانگی و رشد یابندگی تاریخی آرمان آزادیخواهانه و متقابلا سرنوشت محتوم دشمنان آزادی.
پس وای به سرنوشت استبداد منفور آخوندی که چگونه به ناکجا آباد منتهی خواهد شد، البته خیلی خیلی نزدیک است چرا که مردم ایران قیمتی هزاران برابر بیشتر از گذشته برای آزادی پرداخته و می پردازند. آری روز عظمت و شادی و محبت و برادری و برابری و مساوات و رفع هرگونه تبعیض و پایان شکنجه واعدام و فقر و خودکشی ها بسیار نزدیک است.
ادامه دارد...

لینک قسمت‌های دیگر همین مطلب:



پست‌های معروف از این وبلاگ

ماجرای لو رفتن عملیات کربلای ۴

۴ خرداد؛ نماد فداکاری بی‌چشمداشت و مسئولیت اجتماعی در مسیر آزادی