«نامهی آقا معلم»
۷اسفند۱۴۰۰ اعتراض معلمان مدتی بود که زنگ خورده بود و بچهها به کلاس رفته بودند، اما آقا معلم سر کلاس نیامد. بچهها منتظر مانده بودند. مبصر از کلاس بیرون آمد و به سمت اتاق مدیر رفت. آرام لای در دفتر را باز کرد. اتاق خالی بود. نه آقای ناظم و نه آقای مدیر در دفتر نبودند. مبصر با تعجب به سمت کلاس برگشت. از جلوی در کلاس سوم رد شد. آرام در را کمی باز کرد و از لای آن به درون کلاس نگاهی انداخت. شاگردان در کلاس نشسته بودند. ولی معلم نبود.