سینا دشتی: نامهای به برادرم حمید
۲۲ آبان ۱۴۰۰ نزدیک به یک سال پیش به اینجا آمدم، وقتی رسیدم خبردار شدم که به بیمارستان رفته بودی، دیگر ندیدمت. میگویم اینجا چرا در جایی که در آن قلب آدم قرار و آرام بگیرد، در آن محل همه چیز شروع میشود، نقطهی وجود، جغرافیای تاریخ است و آرمان، نمیگویم آرزو چون از اصالت و از اهمیت و جهانشمول بودن آرمان میکاهد، اگر چه که تو انسان را به آرزوهایش و انتخابهایش تعریف میکردی، «تمام داستان انسان در یگانه شدن با خود و جهان بیانتهای بیرون از خود است».