۱۸اردیبهشت۱۴۰۰ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۳ ـ شهادت وارطان سالاخانیان اعتراف یکی از بازجویان حکومت نظامی، بعد از کودتای ۲۸ مرداد، به گوشهیی از شکنجه وارطان سالاخانیان:
« ۴۰ سال است که رادیو و تلویزیون حکومتی، تمام روزنامهها و نشریات، تمام تریبونها از نماز جمعه و مجلس و مسجد و منبر در انحصار و در اختیار شماست و بقیه مردم هیچ! ۴۰ سال است برای شعار و دعوت و تبلیغ، در و دیوار خیابانها هم در اختیار شماست و بقیه مردم هیچ!» (از نامه زندانیان سیاسی زندان گوهردشت خطاب به ظریف، ۱۶ مرداد ۹۸ )
«نرون شهر رم را به آتش میکشید و چنگ مینواخت . شاه اسماعیل صدها هزار نفر را گردن میزد و غزل میگفت . هیتلر که آرزو داشت نقاش شود، عظیمترین رنجگاه تاریخ، کشتارگاه «زاخ سنهاوزن» را ساخت . خب، هنر و سیاست یکجایی بههم میرسند؛ متأسفانه بر سر نعش یکدیگر!» (احمد شاملو، «دربارهی هنر و ادبیات») *** موقعیت سه موضوع مهم اگر یک پژوهشگر بخواهد تصویری سه وجهی از ابعاد استبداد سیاسی ـ مذهبی چهل سال گذشته در ایران را ترسیم کند، لاجرم برای اولویتبندیِ کار پژوهشیاش به سه موضوع در زمرهی نخستین قربانیان استبداد خواهد رسید: آزادی ـ زنان ـ هنر . «آزادی» بسان خورشیدی است پرتوافکن بر تمام ضرورتهای حیات انسان اجتماعی. ضرورتی که با صدارت سلطنت مطلقهی فقیه، از اساس منتفی گشت . «زنان» نخستین قربانیان اندیشهی جنسیتی و بهرهکشانهی سلطهگری آخوندیسم شدند. تسلیمناپذیری زنان توأم با کشاکشی نفسگیر، یکی از بخشهای اصلی مقاومت برای «آزادی و برابری» بوده و هنوز جریان دارد . پس از زنان، «هنر» و هنرمندان در صف دوم قربانیان اصلی آزادیکشیِ سلطهگران دستاربند بودهاند. این کشاکش ...