🔴«انکار ملیتها؛ شیادی سیاسی بهنام وحدت»
ادعای سلطنتطلبان مبنی بر اینکه «فقط یک ملت بهنام ملت ایران وجود دارد» و اینکه بهکار بردن مفهوم ملیت برای اقوام مختلف ایرانی مساوی با تجزیهطلبی است، بیش از آنکه یک بحث علمی یا حقوقی باشد، نوعی شیادی سیاسی و ابزاری برای انکار هویتها و تداوم سلطه است. در این نگاه، بهصورت آگاهانه میان مفهوم «ملت» و «دولت» خلط میشود. ایران یک چارچوب سیاسی و جغرافیایی است، اما درون این چارچوب، ملیتهای گوناگونی با زبان، فرهنگ، تاریخ و هویت مشخص زندگی میکنند. در علم سیاست و حقوق بینالملل، وجود چند ملیت در یک کشور امری کاملاً شناختهشده و مشروع است و بههیچوجه معادل تجزیهطلبی محسوب نمیشود. نمونههای متعددی مانند اسپانیا، بریتانیا، سوئیس یا کانادا نشان میدهد که پذیرش ملیتهای مختلف نهتنها کشورها را متلاشی نکرده، بلکه زمینه همزیستی پایدار را فراهم آورده است. اینکه تنها در مورد ایران، بهرسمیت شناختن ملیتها «خطرناک» معرفی میشود، خود نشاندهنده انگیزههای سیاسی و اقتدارگرایانه این ادعاست.
انکار ملیتها در عمل ادامه همان سیاستی است که هم در دوران سلطنت و هم در رژیم ولایت فقیه دنبال شده است؛ سیاستی مبتنی بر تمرکز قدرت، تحمیل یک هویت رسمی، انکار زبان مادری و سرکوب ساختاری هویتهای گوناگون. شعارهایی مانند «یک ملت، یک زبان، یک پرچم» در واقع نه بیانگر دموکراسی، بلکه بازتولید استبداد مرکزگراست. در مقابل، مطالبه حقوق ملیتها بههیچوجه بهمعنای تجزیهطلبی نیست. این مطالبات شامل آموزش به زبان مادری، اداره امور محلی، مشارکت عادلانه در قدرت و رفع تبعیضهای تاریخی است؛ حقوقی که در اسناد بینالمللی حقوق بشر بهرسمیت شناخته شدهاند و اتفاقاً تضمینکننده وحدت واقعی و داوطلبانهاند. تجربه تاریخی بهروشنی نشان داده است که سرکوب هویتها بذر گسست و بحران میکارد، در حالیکه بهرسمیت شناختن آنها همبستگی و ثبات میآفریند.
در پاسخ به اتهام همیشگی «تجزیهطلبی» باید گفت که آنکه هویت یک ملت را انکار میکند و حقوق آن را پایمال میسازد، وحدت را تضعیف میکند، نه آنکه خواهان برابری و حق تعیین سرنوشت در چارچوب ایران است. تجزیهطلبی از دل تبعیض، تحقیر و انکار مزمن زاده میشود، نه از دل آزادی و عدالت. در همین چارچوب، برخی از نیروهای اپوریسیون نظر خود را شفاف در این باره ابراز کرده اند. موضع مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران کاملاً روشن و متمایز است؛ آنها صراحتاً از حقوق ملیتها دفاع کردهاند و خودمختاری را در چارچوب تمامیت ارضی ایران بهعنوان راهحلی دموکراتیک و پایدار مطرح کردهاند. این نگاه نه تهدیدی برای ایران، بلکه تنها راه نجات آن از چرخه استبداد، تمرکزگرایی و فروپاشی اجتماعی است. ایران آزاد فردا، ایرانی است متشکل از ملیتهای برابر، داوطلبانه متحد و برخوردار از حقوق کامل انسانی و سیاسی، نه کشوری که وحدتش بر انکار، تحمیل و زور بنا شده باشد.
منبع: کانال تلگرامی تاریخ و سیاست

نظرات
ارسال یک نظر