پست‌ها


«تیرانا نشینان»! اسم مستعار قیام و سرنگونی

تصویر
۴تیر۱۴۰۰ اشرف۳ بیچاره خامنه‌ای، در پندارهای خون‌سرشت خود گمان می‌کرد با بیرون کشیدن یک دراکولا از صندوق‌های نمایشی خود، خواهد توانست جامعهٔ به‌ستوه آمدهٔ ایران را دچار رعب، سکون و سکوت کند. خام‌دلانه می‌پنداشت که اگر جلاد قتل‌عام ۶۷ را بر بالاترین منصب حکومتش بگمارد قادر خواهد بود جوانان شورشی را از اقدام به فعالیت بازدارد و آنها را در لاک ترس فروببرد.

اندر اکسیر «دعوت بازگشت به ایران»!

تصویر
۴تیر۱۴۰۰ فرار مغزها و درخواست بازگشت «جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند» (حافظ)

نگاهی به فعالیت‌های رئیسی در زمینه حقوق بشر!!!

تصویر
۴تیر۱۴۰۰ رئیسی جلاد۶۷ آخوند رئیسی در اولین کنفرانس خبری خود این‌طور گفت:

۳۰ خرداد، چهلمین سالگرد مقاومت انقلابی سراسری، روز شهیدان و زندانیان سیاسی و روز تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران

تصویر
۳تیر۱۴۰۰ نزدیک به چهار دهه از آغاز مقاومت سراسری در برابر خمینی و رژیم بازمانده از او می‌گذرد، سالهای پر از تحول، پر از تلاطم انقلابی اکنون پیش روی ماست. وقتی به کارنامه موضع‌گیریهای مجاهدین طی دو و نیم سال پس از انقلاب ضدسلطنتی نگاه می‌کنیم، این امکان را پیدا می‌کنیم که حقانیت و درخشش آن موضع‌گیری‌ها را بهتر لمس کنیم.

نبض شهر - زنگ خطر

تصویر
۳تیر۱۴۰۰ مصطفی صالحی و نوید افکاری خونها شعله شد و شورش در رگها دوید. شهر روشن‌تر و کلمات واضح‌تر و امید پر بارتر شد. لانه‌های متروک شعبده رأی راوی شکست و عجز حکومت جلادان شد. سلام بر آمده از عمق جان بر شهیدان مصطفی صالحی و نوید افکاری که جلادشان عاجز ماند. دو نماد بی‌شکست ایستادگی تا پایان. دو الگو، دو اسوه و دو سمبل جوان آزادی ستان.

«رفتار کرجی»! پارادایم قابل تکرار

تصویر
۳تیر۱۴۰۰ آراء باطله پدیده‌یی که اکنون به‌عنوان یک موضوع مهم و قابل توجه، فکر و ذکر مهره‌های امنیتی و تئوری‌پردازان استبداد دینی را به خود مشغول داشته، آرای موسوم به باطله است. آنها آن را «یک اتفاق استثنایی در تاریخ سیاسی معاصر ایران»! تلقی می‌کنند. روزنامهٔ همشهری رژیم آن را یک «پدیدهٔ نوظهور» نامیده است.

مرا به‌خاطراتت ببر! برای فرزندانم بنویس!

تصویر
۳تیر۱۴۰۰ شماری از شهیدان مجاهد خلق در سال ۶۰ در مراسم گرامی‌داشت چهلمین سالگرد ۳۰خرداد ۱۳۶۰ که در اشرف۳ و بسیاری نقاط دیگر جهان برگزار شد، تنی چند از شاهدان رخداد تاریخی ۳۰خرداد، خاطرات‌شان را از آن ماه‌ها، آن هفته‌ها و آن روز ماندگار بازگویی کردند. بازگویی این خاطرات از نخستین نفر تا آخرین‌شان، شرح موجزی از تاریخ شفاهی ایران است؛ شرحی که در چهل سال گذشته کمتر شاهد پیوستگیِ مجموعشان در ارائه به نسل‌های پس از ۳۰خرداد بوده‌ایم. همین چند خاطره‌گویی، ضرورت بیشتر از اینش را برای قدرشناسی از زوایای پنهان وفاداری بر یک پایداری ملی، میهنی و انسانی در ۴۰سال گذشته ایجاب می‌کند.