«مسعود رجوی از نگاه هزارخانی: مدیری بیبدیل در طوفان مبارزه»
«مسعود رجوی از نگاه هزارخانی: مدیری بیبدیل در طوفان مبارزه»
ما هر چه باشد، بهنظر من جنبههایی از شخصیت مسعود هست که به همه مربوط میشود و ممکن است که همه ندانند اینها چیست؟ اینکه مسعود رهبر یک جنبش انقلابی است، این را همه میدانند و روی آن هم تکیه میکنند …[و این که] یک رهبر انقلابی سازشناپذیر است... [و] یک لحظه مبارزه با دشمن اصلی یعنی خمینی را قطع نکرده و در هیچ شرایطی تخفیف هم نداده است…..
اما در شورای ملی مقاومت مسعود را جور دیگری هم میشناسیم. آدمی است مدیر بهتمام معنی کلمه. آدمی است که در دنیای سیاست، اگر من نخواهم صفات عالی بهکار ببرم که حمل بر اغراق بشود- هر چند هیچ عذاب وجدانی ندارم که بهکار ببرم – باید بگویم که او دستکم یکی از برجستهترین سیاستمداران کنونی جامعه ماست….
در داخل جنبشِ مقاومت و مخالف جدی خمینی، شاید نظیر نداشته باشد… در جلسات شورا هیچ حقی برای سازمان خودش بیش از دیگران قائل نیست. از این هم بیشتر، چون به وزن برتر سازمان مجاهدین نسبت به عناصر دیگر تشکیلدهنده شورا آگاهی دارد، حتی همیشه در موارد پیشآمدن اختلاف نظر از حق آنها میزند.
بههمین دلیل، در جلسات شورا تا بهحال بارها باعث اعتراض مجاهدین شده است. شاید کسانی این را بدانند و شاید خیلیها ندانند، از بیرون ما حتماً هیچکس نمیداند. ببینید، نفسِ اداره کردن شورای ملی مقاومت بهصورت اولیهاش، کار هر کسی نبود. الان می توانیم این را ببینیم. شاید در آن بحبوبهیی که درگیر جریانات بودیم، زیاد معلوم نبود. ولی الان خیلی خوب میتوانیم ببینیم که جمع و جور کردن یک جمعی که انواع گوناگون گرایشها در آن بود و گرایشهای شوراگریز هم از ابتدا در آن وجود داشت، رساندن آنها به یک نظر واحد، و در واقع اداره یک چنین جمعی منتهای مهارت را میخواهد. و این مهارت را بهتمام و کمال مسعود داشت و دارد. شیوه رایج او در اداره جلسات– که هیچوقت آن را عنوان نکرد، ولی سنت کارش این را الان بهصورت ثابتشده برای همه روشن کرده… که در تمام موارد که اختلاف نظر پیش میآمد شیوه مسعود همیشه این بود که تا آن اختلاف نظر حل نمیشد، اقدام بهنظرخواهی نمیکرد، جلسه هر چقدر میخواهد طول بکشد…
در آغاز کار، یعنی در موقعی که میخواستیم جلسات شورا را (راه) بیندازیم … مسعود رجوی پیشنهاد کرد که مثل سازمان ملل به هر نفر یک رای میدهیم اعم از بزرگ یا کوچک. نفس این، نشاندهنده آگاهی تمام و کمال به مسئولیت و وضعیتی است که مسعود در آن قرار گرفته و با آن موقعیت سر و کار دارد و در آینده هم سر وکار خواهد داشت.
او روحیه سازشناپذیری دارد. بر سر اصول سازش نمیکند . بهنظر من، دست خودش هم نیست که سازش بکند. بار مسئولیت یک جنبش را بهعهده دارد. اما در موارد دیگر قابل انعطافترین آدمی است که در مجموعه شورا من دیدهام. تا آنجا با شما کنار میآید که خودتان خسته بشوید ….
هیچوقت او مبتکر گسست نبوده و نیست و نمیتواند باشد. یعنی میخواهم بگویم که هر کسی غرائز و عواطف شخصی دارد و میدانید که توانها و تحملها که غیرانسانی و مافوق انسانی نیست. تحمل حد دارد. بهخصوص وقتی که کسی در موقعیتی مثل موقعیت مسعود قرار گرفته باشد. ولی گویی که توان و طاقت او بسیار بیشتر از کسان دیگر است، لااقل در جمعی که ما مینشینیم. و این بهنظر من از هیچ جا ناشی نمیشود الا از آگاهی زیاد او به موضعی که خودش دارد و به موقعیتی که خودش دارد و به وزنی که جنبش دارد و به اهمیت و جدیبودن این جنبش و خواستهای مردم از این جنبش و توقعات مردم از این جنبش.
درست است که مسعود فرمانده عالی سیاسی ـ نظامی مجاهدین است، …ولی من میخواهم بگویم که چهره غیر نظامیاش شاید بسیار درخشانتر است. این را خوب است که مردم ایران بدانند».

نظرات
ارسال یک نظر