پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب تحصیل

علم بهتر است یا کولبری؟!

تصویر
۱۹شهریور۱۴۰۱ دانش آموزان کولبر یکی از موضوعات سنتی برای انشای مدارس در گذشته عنوانش این بود: «علم بهتر است یا ثروت؟» با طرح این موضوع کلاس به دو گروه تقسیم می‌شد که هر کدام در فواید و مضرات این دو گزینه داد سخن سر می‌دادند. سالها گذشت و نظام ولایت فقیه علم و تحصیل را طبقاتی کرد. آن که می‌توانست مخارج تحصیل را تأمین کند در مدرسه می‌ماند و آن که نمی‌توانست راهی کارگاه‌های زیر زمینی با هزار جور فتنه و فساد می‌شد و یا در کنار خیابان و مترو آدامس و دستمالمی‌ فروخت و یا برای کمک به خانواده تهیدستش، به کوره پزخانه‌ها و زباله‌گردی و کولبری می‌پرداخت. حالا شاهد صدها هزار کودک کار هستیم که دیگر انتخابی بین علم و ثروت ندارند بلکه برای زنده ماندن خود و خانواده به یکی از سخت‌ترین و طاقت‌فرساترین و پر فسادترین کارها تن می‌دهند تا شاید هزینه درمان مادر، سرطان خواهر و اجاره‌خانه را به‌نحوی تأمین کنند. 
تصویر
۲۷مرداد۱۴۰۱ نظام آموزشی آخوندی... ریشه بی‌عدالتی آموزشی برای فهم ریشه‌های بی‌عدالتی آموزشی در نظام ولایت فقیه باید کمی عقب‌تر برویم و به سیاست‌گذاریهای آموزشی پس از جنگ ضدمیهنی هشت ساله اشاره کنیم. در آن هنگام باندهای حاکم بر کشور در حوزه آموزش، راه کسب و درآمد تازه‌ای پیدا کردند و آن هم ایجاد مدارس شبه‌دولتی و خصوصی و غیرانتفاعی و انواع نامگذاریهای شیادانه آنها برای به جیب زدن پول مردم بود. هم‌چنین از طریق جداسازی مؤسسات آموزشی برای پولداران حکومتی و تبعیض فاحش نسبت به عموم کودکان میهن، یک بی‌عدالتی خارق‌العاده را برقرار ساختند. به‌ویژه که پس از جنگ و خالی بودن خزانه دولت، تا آنجا که توانستند از سهم نظام آموزش در بودجه کم کردند و فقر آموزشی و فرهنگی را نصیب کودکان خانواده‌های کم‌درآمد و تهیدست که شامل میلیون‌ها نفر می‌شد، نمودند «با کاهش درآمدهای دولت پس از انقلاب و با آغاز جنگ، فشار مالی متوجه بزرگ‌ترین بخش عمومی کشور یعنی آموزش و پرورش و دانشگاهها شد. در نتیجه بودجه این بخش کم شد ولی نیاز فرزندان مسئولان از طریق پرداخت از درآمدهای کلان مدیریتی به مدارس غیرانتفاعی تأمین شد و روزبه‌رو...

ایران؛ تنوره‌کشیِ هیولای فراگیر ترک تحصیل

تصویر
۲۷فروردین۱۴۰۱ ترک تحصیل در قلمرو زندگی‌ستیز و مرگ‌گستر فراگیر؛ آری، فراگیر. تأمل در واژهٔ «فراگیری» برای نگرش و شناخت رنج‌های هر دم متورم‌شونده و شتاب‌گیرنده در ایران کنونی، دامنه‌یی فراخ‌تر و عمقی ژرف‌تر را برای همه‌جانبه‌نگری بر برگهٔ توفان‌زده‌یی به‌نام ایران‌زمین می‌گشاید. توصیف «برگهٔ توفان‌زده» را هنگامی واضح‌تر می‌شود در هیأت ایران‌زمین تصور نمود که این برگهٔ متلاطم گشته از توفان، قاب چشمان یک کودک را در آستانهٔ تحصیل پر کرده باشد. آینده کودکی را تصور کنید که در قدم اول ورودش به جامعه و مدرسه، مجبور است دست رد به سینهٔ جامعه بزند و با پشت کردن به علم و تحصیل، آینده خودش را در نطفهٔ شکل‌گیری‌اش بکشد!