ولایت خامنهای، در معرض سونامی خیزشها و ریزشها
۱۹آذر۱۴۰۰ خیزش اصفهان مرگ بر جهان عمامهداران ریایی وزیدن گرفته است. این پیامی است که از هر خبر، پادکست، ویدئو، سایت، شبکهٔ اجتماعی، روزنامه استنباط میشود. بهعبارت دیگر هر خبر اجتماعی و سیاسی را که رصد میکنیم دو پیام موازی از آن ساطع میشود: «ریزش و خیزش». ریزش بهمعنی افتادن موریانهٔ هلاکت و پوسیدگی در پایههای اقتدار پوشالی حاکمیتی که روزگاری خود را یک امپراطوری تصور میکرد؛ یک امپراطوری که قلب آن در بیت خامنهای میزد و بازوانش در گسترهٔ یک هلال فرضی به جلو میخزید. پاسدار دژخیم قاسم سلیمانی مدعی بود که در هر اقلیمی یک ارتش برای حفاظت از امالقرای بنیادگرایی تشکیل داده است، امروز این امپراطوری مقوایی در درون در معرض پوسیدگی و فروریزی است، در بیرون تندبادهای سهمگین خیزشهای انفجاری چنان آن را احاطه کردهاند که پیاپی به درون لاک خود میخزد و در هراس از روز بزرگ انتقام خلق، پیوسته بر لایههای حفاظتی خود میافزاید و طرح پشت طرح، ارائه میکند و خواستار افزایش نیروهای بدنام سرکوب میشود.