۱۱دی۱۴۰۰ حمله جوانان به مراکز سرکوب بسیج در روزهای آتشین دیماه و در سالگرد دو قیام سراسری (دی۹۶ و آبان۹۸) عملهٔ اختناق و عمامهدرشتهای نظام دچار لقلق فک شده و بهبهانههای مختلف کلمهٔ «فتنه»! را تکرار میکنند؛ تکراری که با نوعی هراس و اقرار به عواقب وخیم همراه است. آنها دم گرفته و در غثیانی انزجارآور در بیان «چه شد و چه میتوانست بشود» های این فتنه از هم سبقت میگیرند. بهتحلیل مینشینند. بهمناسبت آنچه «حماسهٔ ۹دی»! میخوانند برای هم کارت تبریک میفرستند و به هم یادآوری میکنند که چه خوب که هنوز سرنگون نشدهاند. چه خوب که این موج سهمگین از روی سرشان رد شد؛ چه خوب که هنوز عمامههایشان را باد نبرده است؛ چه خوب که هنوز میتوانند شیرهٔ جان این مملکت را بمکند و بر خوان یغمای ایران لم بدهند و در تبدیل آن به یک زمین سوخته استعدادهای خود را به نمایش بگذارند. جالب است که در این میان برخی اقرارها نیز صورت میگیرد که خط کشیدن زیر آن این حسن را دارد که شکنندگی و آسیبپذیری استبداد دینی را در سلسله قیامهای مردم ایران بارز میکند.